خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام مطلب جذابتر است ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
شهید علی بختیاری آزاد




نوع مطلب : وصیت نامه ی شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




به شهدا التماس کنید

تیر ماه 1378 بود. حوادث سیاسی و فرهنگی، مردم را دلتنگ شهدا کرده بود. سردار باقرزاده اکیپهای تفحص را جمع کرد و گفت: «مردم تماس می گیرند و درخواست می کنند مراسم تشییع شهدا بگذارید تا عطر شهدا حال و هوای جامعه را عوض کند».

تعداد شهدای کشف شده در معراج، به ده شهید هم نمی رسید. سردار گفت: «بروید در مناطق به شهدا التماس کنید و بگویید شما همگی فدایی ولایت هستید. اگر صلاح می دانید به یاری رهبرتان برخیزید».

شهدای گمنام

چند روز گذشت. سردار تماس گرفت و آخرین وضعیت را پرسید. گفتم چیزی پیدا نشد. پرسید: «به شهدا گفتید؟» گفتم «سردار، بچه ها دارند زحمت خودشون رو می کشند». گفت: «به همان چیزی که گفتم، عمل کنید». صبح فردا، با علی شرفی و روح الله زوله به سمت هوالعظیم راه افتادیم.

حدود ساعت 30/10 به منطقه ی شط العلی، محور عملیاتی بدر و خیبر رسیدیم. برای رفع تکلیف، همان جملات سردار را گفتم. نهار را که خوردیم، برگشتم. عصر به اهواز رسیدیم. به ستاد اعلام شده بود در شلمچه تعدادی شهید پیدا شده است. از خوشحالی داشتم بال در می آوردم. خودم را به شلمچه رساندم. شانزده شهید پیدا شده بود. شهدا را به پادگان آوردم. چند ساعتی بیشتر در پادگان نبودم که گفتند از هور تماس گرفتند که شهیدی پیدا شده است. دیگر در پوست خود نمی گنجیدم. حالا دیگر نوزده شهید بودند.

چند روز گذشت و از شرهانی و فکه، نیز هر روز خبرهای خوشی می رسید. نماز مغرب و عشا را خوانده بودیم و مشغول خوردن شام بودیم که سردار تماس گرفت: «چه خبر؟» گفتم: «شهدا خودشان را رساندند. درهای رحمت خدا باز شد». گفت: «فردا صبح، شهدا را به تهران بفرست». گفتم: «سردار، چند روز دیگه اجازه بدهید».

تأکید کرد که حتماً فردا صبح حرکت کنیم. از تعداد شهدا پرسید. گفتم: «هنوز شمارش نکرده ام» و همین طور که گوشی را با کتفم نگه داشته بودم، شروع کردم به شمردن: «16 تا فکه؛ 18 تا شرهانی و.....که در مجموع 72 شهید هستند». سردار گفت: الله اکبر، روز عاشورا هم 72 نفر پای ولایت ایستادند». سعی کردم به بهانه ای معطل کنم تا تعداد شهدا بیشتر شود اما نشد.

«کتاب تفحص»






نوع مطلب : خاطرات تفحص، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید پرویز فرج زاده

شهدا شرمنده ام از رویتان / قسمتم نبود وصال کویتان

آن همه ایثـار و عزم و افتخار / مانده باقی از شما این بوسِتان

تکه عکسی از شما مانده فقط / یادگار زان قامت حق جویتان

مادرت چشمش به درمانده هنوز / تا ببیند آن قد دلجویتان

خاطرت آرام و هر دم جاودان / مانده ایم ما پای این اسلامتان

توبدان پای ولی سید علی / مانده ایم و بوده خالی جایتان

گشته سید منتظر تا که شود / جان دهد در امتدادِ راهتان

«مهدی خادمی»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




حجت الاسلام سید ناصر احمدی احمدی؛ کارشناس دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی گفت: بانو پاتریسیا شفائی، یک مسیحی ایرانی با حضور در دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی واقع در مسجد همدانیها و بیان شهادتین، مسلمان شد. این استاد حوزه علمیه افزود: این بانوی مسیحی پس از تشرف به اسلام و انتخاب مذهب حقه جعفری و شیعه اثنی عشری، نام آمنه را برای خود برگزید و ارادت خود به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را نشان داد. این رویداد مهم در حضور آیت‌الله سید باقر میردامادی، فقیه مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) انجام شد.

پاتریسیا شفائی

کارشناس دفتر آیت‌الله نوری همدانی خاطر نشان کرد: بانو آمنه شفائی که در خانواده‌ای مسیحی به دنیا آمد پس از آشنایی با آموزه‌های اسلام و تحقیق درباره این دین الهی تصمیم به مسلمان‌ شدن گرفت، از این رو طی تماسی با دفتر تهرانِ آیت‌الله العظمی نوری همدانی، آمادگی خود برای بیان شهادتین و تشرف به اسلام اعلام کرد. همچنین خطبه عقد بانو آمنه (پاتریسیا) شفائی با یک جوان ایرانی، قرائت شد.

وی گفت: پس از اتمام این مراسم و با هدف آشنایی بیشتر این زوج با اسلام، کتاب «تاریخ چهارده معصوم (علیهم السلام)» تالیف آیت‌الله سید باقر میردامادی؛ نماینده آیت‌الله العظمی نوری همدانی به ایشان تقدیم شد.

«رهیافتگان»




نوع مطلب : رهیافتگان به دین اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




ماه رمضان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید یوسف بردستانی




نوع مطلب : وصیت نامه ی شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




حرم امام رضا (علیه السلام)

یا معین الضعفا

از صبح تا ظهر هفت شهید کشف شد. رمز حرکت آن روز امام رضا (علیه السلام) بود؛ یا امام هشتم. حتماً شهیدی دیگر نیز کشف می شود، اما خبری نشد. خبر امام جماعت مسجد امام الصادق (علیه السلام) در شهر العماره عراق مبنی بر اینکه نزدیک به صد و پنجاه پیکر را آورده است که به ما تحویل دهد، موجی از شادی در بین بچه ها حاکم شد.

رفتیم سر قرار ، اجساد داخل یک کانتینر بود. یکی یکی آنها را از ماشین پیاده کردیم، اما همه اجساد عراقی بود که خودمان کشف کرده و تحویلشان داده بودیم ولی آنها  هم  اجساد را مخفی کرده و به خانواده ها نداده بودند. از بین آن همه جسد عراقی، پیکر یک شهید کشف شد. با هفت شهید کشف شده صبح، شد هشت شهید. جالب بود؛ اما از آن جالب تر، نوشته پشت لباس آن شهید بود: «یامعین الضعفا»

«کتاب تفحص»




نوع مطلب : خاطرات تفحص، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




ماه رمضان

سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا / درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا

سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش / درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش

سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار / درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار

سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی / درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی

سلام بر تو ای ماه هدایت ای مه ایمان / درودم بر تو ای ماه عنایت ای مه سبحان

سلامم بر تو ای ماه تلاوت ای مه فرقان / درودم بر تو ماه شهادت ای مه قرآن

سلامم بر تو ای ماه مبارک ماه وعظ و پند / درودم بر تو ای ماه سالک ای مه پیوند

سلامم بر تو ای ماه ولایت ای مه والا / درودم بر تو ای ماه سعادت ای مه رعنا

«ناشناس»






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 1388 )    1   2   3   4   5   6   7   ...