تبلیغات
خاطرات شهیدان استان بوشهر
 
خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
شهید حسن بهرامن




نوع مطلب : وصیت نامه ی شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




خانم «ارشاد کوسر»

یک بانوی زائر پاکستانی، پس از ورود به کربلای معلا، به مذهب اهل بیت (علیهم السلام) ایمان آورد.

خانم «ارشاد کوسر» که از شهر «ملتان» کشور پاکستان است، در این باره می گوید: «همیشه از خودم می پرسیدم کربلا چیست؟ امام حسین (علیه السلام) کیست؟ بارها از خدا خواستم زیارت این شهر را نصیبم کند».

وی می افزاید: «پس از آنکه از آنچه در روز عاشورا در کربلا رخ داد با خبر شدم و پس از حضور در برخی سخنرانی های دینی درباره عاشورا، تصمیم گرفتم پیرو مذهب اهل بیت علیهم اسلام شوم».

این بانوی شیعه شده پاکستانی در ادامه خاطر نشان می کند: «زیارت امام حسین (علیه السلام) زندگی انسان را تغییر می دهد و انسان را به عشق واقعی به اهل بیت (علیهم السلام) و تحولی که راه نجات است، می رساند. اگر اهل زمین بر اساس مقتضیات و ضروریات نهضت حسینی عمل می کردند، خونی بر زمین ریخته نمی شد و هرگز کسی به ناحق کشته نمی شد».

«رهیافته»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امام زمان (عج)

کسی می آید از یک راه دور، آهسته آهسته / شبی هم می کند زینجا عبور، آهسته آهسته

غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد / و ما را می کند غرق سرور، آهسته آهسته

دل دریایی ما را به دریا می برد روزی / به سان ماهی از جام بلور، آهسته آهسته

ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را / درونها می شود پر شوق و شور، آهسته آهسته

نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن / بهار آید اگر باشی صبور، آهسته آهسته

کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را / ز انسانهای سرشار از غرور، آهسته آهسته

فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان / ز هر سو می دمد صد گونه نور، آهسته آهسته

به سر می‌آید این دوران تلخ انتظار آخر / و ناجی می کند اینجا ظهور، آهسته آهسته

ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن / که او مردانه می یابد حضور، آهسته آهسته

«هوروش نوابی»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید شاهرخ برغندان




نوع مطلب : وصیت نامه ی شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید پرویز عبدی پور

ایشان شخصی مؤمن و مردم دوست و ثواب کار بود و به حلال و حرام خیلی اهمیت می داد. در خرمشهربه مدرسه رفت ولی متاسفانه تا کلاس پنجم بیشتر ادامه تحصیل نداد و شروع به کار کرد تا اینکه اسمش برای سربازی در آمد.

‏در سال 59 ‏که جنگ شروع شد، پرویز و برادرش در خرمشهر بودند، آمدند منزل ولی دوباره به جبهه رفتند.

روزی پدرش به اداره رفت و وقتی که برگشت گفت که گفته اند یک نفر به نام عبدی پور زخمی شده و او را به تهران برده اند. بدلیل این که شناسنامه پرویز صادره از خرمشهر بود، وقتی که شهید شده بود نمی دانستند که خانواده وی در کجاست، زیرا همه خانواده ها خرمشهر را خالی کرده بودند. تا اینکه در رادیو اعلام کردند که پرویز عبدی پور به شهادت رسیده، ما هم با تهران تماس گرفتیم و آنها پیکر او را برای ما آوردند.

راوی: «مادر شهید پرویز عبدی پور»




نوع مطلب : شهیدان و احکام دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 18 مهر 1397 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید کریم آلتون




نوع مطلب : وصیت نامه ی شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




بمباران آبادان

دشمن آبادان را لحظه به لحظه می کوبید. بیمارستان شرکت نفت هم که درست کنار پالایشگاه آبادان بود دائماً مورد اصابت توپ و خمپاره دشمن قرار داشت.

یک روز یکی از خواهران امدادگر در بخش اورژانس سرگرم رسیدگی به مجروحان بود که ناگهان خمپاره ای به بیمارستان شلیک شد و سقف اورژانس را شکافت و درست بالای سر امدادگر فرود آمد و بر اثر آن سر او مجروح گردید، اما خمپاره به طور معجزه آسایی عمل نکرد و روی زمین افتاد.

پس از پانسمان خواهر امدادگر، یکی از بچه ها به شوخی گفت: «نگفتیم که خواهران لیاقت شهادت را ندارند، خمپاره به سر ما برخورد می کند اما عمل نمی کند».

راوی: «خواهر شریفه آل ناصر» (آبادان)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 1720 )    1   2   3   4   5   6   7   ...