خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
شهید محمود عباسی

دوازده روز بعد از عملیات فتح المبین که اوایل سال 1361 انجام شد، وقتی پدرم برای ادای نماز صبح به مسجد رفته بود، خبر رسید که محمود شهید شده است. بعد از خبر شهادت محمود، مادرم خیلی بی تابی می کرد. بلافاصله مادرم به اتاقی که من در آن بستری بودم، آمد و گفت: «خدا را شکر که یکی از بچه هایم شهید و دیگری زخمی شده است». بنده از شنیدن این جمله روحیه ی تازه ای گرفتم. ناگفته نماند آن قدر روحیه ی پدرم بالا بود که به مادرم و بقیه روحیه ی تازه ای می داد. (ادامه دارد)

راوی: «برادر شهید محمود عباسی»




نوع مطلب : خاطرات برادران شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.