خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
شهید نادر پهلوانی

نادر با اینکه 14 یا 15 ساله بود اما احساس می کرد که باید به خودش متکی باشد. او در ایام تابستان که مدارس تعطیل می شد، روزها از روستای عامری به دیلم می رفت و کار می کرد. شبی دیر وقت به خانه آمد. پرسیدم: « نادر کجا بودی؟». گفت: «کار». گفتم: «برادر، تو دانش آموزی، باید درس و مشقت را بخوانی». گفت: «آلان که تابستان است و درس و مشق هم تمام شده است. چرا بیکار باشم؟ باید از این تعطیلات استفاده کنم. هم پولی پس انداز کنم و هم پدر و مادرم را از خودم راضی و خوشحال نمایم».

راوی: «برادر شهید نادر پهلوانی»




نوع مطلب : خاطرات برادران شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.