تبلیغات
خاطرات شهیدان استان بوشهر - پاتریشیا تامبورینی رهیافته ایتالیایی
 
خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام مطلب جذابتر است ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
من پاتریشیا تامبورینی اهل ایتالیا هستم

لطفا یک اطلاعات مختصری از خودتان بدهید؟

من پاتریشیا تامبورینی اهل ایتالیا هستم.  با پدر و مادرم در ایتالیا اقامت داشتم. من از اداره آموزش و پرورش ایتالیا فارغ التحصیل شدم. وقتی ۲۴سالم بود پدر و مادرم به آلمان رفتند و من در آشپزخانه یک دیسکو از ساعت ۹ شب تا ۲ صبح مشغول به کار شده بودم. تمام  شب را به خاطر شغل شبانه ام نمی توانستم بخوابم. من متعلق به یک خانواده مسیحی کاتولیک بودم اما عامل به دین یا مذهبی نبودم. عادت داشتم که با یک شمع به کلیسا می رفتم و محیط آنجا را خیلی دوست داشتم.

چه چیزی به طور مشخص شما را به اسلام جذب کرد؟

وقتی ۲۳/۲۴ ساله بودم چیزهایی در باره خدا شنیدم. اینکه چه طور خداوند به تنهایی به همه چیز رسیدگی می کند؟ به شدت از این دیدگاه ها شوکه شده بودم. در نتیجه یک قرآن به زبان ایتالیایی خریدم. زیرا به طور کامل از مسیحیت رضایت نداشتم. چند صفحه از قرآن را خواندم و به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بودم. آنچنان منطقی بود که شگفت زده شده بودم. بعد از آن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) را به عنوان آخرین پیامبر خدا و حضرت عیسی (علیه السلام) را به عنوان پیامبر خدا نه پسر او پذیرفتم. در اطرافم هیچ مسلمانی نداشتم اما وقتی قرآن را خواندم و فهمیدم (لمس کردم) شگفت زده شده بودم.

چی باعث شد که شیعه شدید؟

با یک مسلمان ملاقات داشتم و او به من گفت که یک مذهب را انتخاب کنم، سنی یا شیعه و من گفتم:  «من یک مسلمانم و هیچ بحثی با او نداشتم». در ایتالیا یک مسجدی هست که متعلق به وهابی هاست، آموزشهای آنها بسیار سخت گیرانه و طرز حرف زدنشان بسیار بی ادبانه است. من آنها را دوست نداشتم و ناامید شده بودم. در طول پنج سالی که تحت آموزش وهابیها بودم، عظمت اسلام را درک نکردم زیرا آموزش آنها من را محدود کرده بود. در مورد اسلام سنی، اطلاعات زیادی بدست آوردم و  در دوم آگوست ۱۹۸۹ با اطلاعات پایه ام به مذهب تسنن روی آوردم.

کمی بعد از کریسمس، ۲۱ کتاب اسلامی گرفتم که در آنها اسلام شیعی و فلسفه کربلا و اهل بیت (علیه السلام) با جزئیات توضیح داده شده بود. با خواندن کتابها تفاوتهای سیاسی شیعه و سنی را قضاوت کردم. یک روز دو ایتالیایی شیعه را ملاقات کردم و بسیار شکه شده بودم زیرا چیزهای خوبی راجع به شیعه ها از وهابی ها نشنیده بودم. به محض اینکه فهمیدم شیعه هستند از آنها دوری کردم. بعد از دو ماه آن دو پسر من رو به خانه شان دعوت کردند تا با هم راجع به اسلام بحث و گفتگو کنیم. آنها من را خواهر صدا کردند و من احساس راحتی کردم پس یک روز مشخص به خانه آنها رفتم.

آنها از من پرسیدند بعد از قرآن چه کتابی معتبر است؟ و من گفتم : «صحیح البخاری». آنها ۶،۷ ماه من را تنها گذاشتند اما من هنوز حسن نیت آنها را حس می کردم.  بعد از آن من را به چند حدیث در صحیح البخاری ارجاع دادند و من آنها را با دقت و وضوح خواندم و خودم واقعیت را قضاوت کردم و در عرض ۲۰-۳۰ دقیقه من با معروفترین حدیث حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) که می فرمایند: «من قرآن و اهل بیت را برای شما گذاشتم»، مسلمان شیعه شدم.

پسرهای ایرانی به من گفتند: «این حدیث در هر دو فرقه شیعه و سنی پذیرفته شده است»، من بسیار هیجان زده شدم و آموزه های اهل بیت را فرا گرفتم. همسرم نیز بعد از اینکه اطلاعاتی در مورد اسلام به او دادم به تدریج به مذهب تشیع روی آورد. دو دختر من نیز مسلمان و شیعه هستند.

واکنش دوستانتان بعد از اسلام آوردنتان چی بود؟

من دوست نزدیکی نداشتم اما بعد از اینکه مسلمان شدنم دوستان مسلمانی پیدا کردم و احساس زنده بودن می کنم. دوستانم به من توصیه کردند اسمم را عوض کنم و یک لیست از ۳۰ اسم به من دادند و من به شدت جذب کلمه (تهران Tehran) شدم. پس اسم تهران را انتخاب کردم چون این نام را دوست داشتم.

نظر شما درباره حجاب چیست؟ آیا پوشیدن حجاب تاثیری در زندگی شما داشته؟

من یک دوست مصری داشتم و او در مورد حجاب به من گفته بود و من را با حجاب آشنا کرده بود. وقتی فلسفه حجاب را فهمیدم الحمدلالله ذهنیتم را تغییر دادم. وقتی شما با استدلال درست با غیر مسلمانها صحبت کنید آنها فلسفه حجاب را درک خواهند کرد. من روش لباس پوشیدنم را تغییر دادم چون قرآن نظر من راجع به زندگی را تغییر داد. من یک تازه مسلمانم و احساس فوق العاده ای دارم،  من به  سبک عربی لباس نمی پوشم  بلکه در احترام به قرآن  لباس ساده بلند می پوشم.  

«رهیافتگان»






نوع مطلب : رهیافتگان به دین اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.