تبلیغات
خاطرات شهیدان استان بوشهر - این جا جای خواب نیست
 
خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام مطلب جذابتر است ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
چهارشنبه 8 شهریور 1396 :: نویسنده : آزاده بوشهری
دفاع مقدس

خاطرات دفاع مقدس

معمولاً در خط کانال هایی برای تردد نیروها حفر می شد. آن روز بعد از یک درگیری طاقت فرسا در هنگام عبور از داخل کانال متوجه شدم که یکی از برادران رزمنده سرش را بین دو زانو گذاشته بود.

به نظرم خواب آمد. دستی به روی شانه اش زدم و چند مرتبه گفتم: «برادر بلند شو، این جا جای خواب نیست». ولی او جوابی نداد، فکر کردم او باید چه قدر خسته شده باشد که صدای من را متوجه نمی شود.

خواستم او را به پشت برگردانم تا راحت تر بخوابد. وقتی سرش را بلند کردم ناگهان خون پر فشاری از ناحیه گلویش به بیرون پاشید. گلوله دقیقاً به گلویش اصابت کرده بود. چشم هایش نیمه باز بود و به من نگاه می کرد. او هنوز داشت جان می داد. آخرین صدای نفس کشیدنش را شنیدم. از ترس چند قدم به عقب برداشتم، او پیش خدا رفت اما هنوز صدای آخرین نفس کشیدنش در ذهنم باقی مانده است.

«کتاب سفر عشق»




نوع مطلب : خاطرات دفاع مقدس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.