خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
پنجشنبه 26 بهمن 1396 :: نویسنده : آزاده بوشهری

شهید منصور اسماعیلی

پسرم منصور بچه ای با ایمان ، با خدا و با تقوایی بود. او همیشه در مساجد و حسینیه ها بود و در مسجد و حسینیه اذان گویی می کرد. قرآن را نزد آقای پورسیاق فرا گرفت و همیشه به طور صحیح و درست می خواند. یکی از همرزمان منصور می گفت: «در جبهه همیشه صبح ها می آمد و برای ما قرآن می خواند و روزش را با قرائت قرآن آغاز می کرد».

وقتی که پسرم به شهادت رسید، پسر عمه اش آمد و بهم گفت که منصور شهید شده و حالا هم جسدش در سردخانه است. ما بعد از ظهر رفتیم و جسدش را از سردخانه به بهشت صادق منتقل نمودیم و در یک مراسم با شکوهی پیکرش را دفن کردیم.

وقتی من به سردخانه رفتم و جسدش را دیدم ، بسیار نورانی شده بود و هیچ تغییری در چهره اش به وجود نیامده بود.

راوی: «پدر شهید منصور اسماعیلی»




نوع مطلب : خبر شهادت شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.