خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
چهارشنبه 30 خرداد 1397 :: نویسنده : آزاده بوشهری

شهید عبدالرسول شکیبازاده

در سال 1357 ‏که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، رسول 8 ‏سالش بود و من هم 5 ‏سال بیشتر نداشتم. ما با هم از خانه بیرون می آمدیم تا در تظاهرات علیه شاه شرکت کنیم و کبریتی در جیبمان می گذاشتیم که اگر در هنگام تظاهرات، مزدوران شاه گاز اشک آور زدند، آن را روشن کنیم و جلوی چشمانمان بگیریم تا از آن اشک نریزد.

من در آن زمان خیلی کوچک بودم و مردم مرا به دوش می گرفتند تا از جمعیت عقب نمانم. ‏رسول از همان دوران کودکی روحیه ظلم ستیزی داشت و از هیچ چیز نمی ترسید.

در سال 1358 ‏که نیروهای مردمی شب ها نگهبانی می دادند، ما به دنبال آنها می رفتیم. وقتی جنگ شروع شد، رسول کلاس پنجم دبستان بود و من در کلاس سوم درس می خواندم. هر دو به همراه پدرمان به حسینیه کازرونی ها می رفتیم ‏ و نمازمان را در آنجا می خواندیم.

راوی: «برادر شهید عبدالرسول شکیبازاده»




نوع مطلب : مبارزات انقلابی شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 30 خرداد 1397 11:17
روح تمام شهدای پاک کشورمان شاد
آزاده بوشهریممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.