خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
دوشنبه 12 شهریور 1397 :: نویسنده : آزاده بوشهری
در خرمشهر خواهران مقاوم خونین شهری ، آیینه ای از پارسائی تقوا، فداکاری و تداعی و تجسم پیروی از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بودند.

خواهران در دفاع مقدس

در آن روزها من شاهد بودم که این زنان چگونه اجساد را از گوشه های کوچه ها و خیابانهای این شهر و زیر شلیک خمپاره ها و آتش سنگین دشمن جمع آوری می کردند و با زحمت در حالی که در تیررس دشمن بودند، به گورستان می بردند.

حتی یکی از خواهران در 15 متری یک تانک عراقی جسد یکی از برادران را حمل می کند و به همراه خودش به طرف یکی از کوچه ها می آورد و با دیدن مادر یوسف علی (مادر یکی از بچه ها) با تبسم با همه روبرو می شدند و برای همه تسکین دل بودند، زیرا او مادر شهیدی بود که در شهر باقی مانده و به حمایت از رزمندگان می پرداخت.

در آن روزهای سخت پیرزن هایی بودند که در مسجد جامع جمع می شدند و کمک رسانی می کردند، وجود آنها برای همه مورد اطمینان بود.

راوی: صالح موسوی (خرمشهر)




نوع مطلب : خاطرات خانمها در جنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.