خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
زینب ثانی تازه مسلمان اسکاتلندی

لطفاً خودتان را معرفی کنید.

من زینب ثانی هستم، در اسکاتلند به دنیا آمدم اما در آلمان بزرگ شدم و همین اواخر در استرالیا زندگی می‌کردم. در حال حاضر دانشجوی حوزه علمیه قم هستم.

فرآیند مسلمان شدن شما چگونه بود؟

من رسماً دینی نداشتم. هنگامی که به آلمان رفتم، در مورد دین مسیحیت اطلاعاتی یافتم. پس از ورود به دانشگاه در مورد دین یهود آگاهی پیدا کردم چرا که تعدادی دوست یهودی داشتم. چند سال پیش دختر بزرگم که اکنون سیزده ساله است و آن موقع ۱۰ ساله بود، شروع کرد به سوال پرسیدن در مورد مرگ و اینکه به چه معناست و اینکه پس از آن چه اتفاقی می‌افتد و من فهمیدم که اگر بخواهم آن را توضیح دهیم از طریق مسیحیت نمی‌توانم جواب او را بدهم چرا که مسیحی نبودم. آخرین تجربه‌ای که داشتم، اطلاعاتی بود که از دین یهود کسب کرده بودم برای همین او را چند ماهی به استرالیا بردم و این کار این امکان را برای من فراهم کرد تا بنشینم و گوش کنم و مشاهده کنم که این کار خیلی برای من خوشایند نبود. به چیزهای توجه می‌کردم که خیلی عجیب به نظر می‌آمد. بعد در یکی از جشنهای یهودیان بود که متوجه شدم رابطه من با خدا یک رابطه مستقیم است که شاید همان عبادت کردن است. پس آن اولین بار من بود که به طور خصوصی عملاً به وجود الله شهادت دادم. خیلی زود پس از آن شهادت به خداوند دادم. در آن زمان در حال انجام دادن تحقیقات دکترا بودم و به نوعی از مشغولیتهای آنلاین سیاسی من گرفته شده بود. همه افرادی که با آنها در ارتباط بودم مسلمانان شیعه بودند. در نتیجه لیستها و لینکهای زیادی به من داده شد و من شروع به یادگیریِ هر آنچه باید یاد بگیرم شدم و پس از آن مسلمان شدم.

تا قبل از اینکه مسلمان شوید، پیرو چه دینی بودید؟

من مسیحی نبودم، یهودی هم نبودم پس هیچ وقت غسل تعمید داده نشدم. پدر و مادرم افراد بدون مذهبی هستند. از وقتی کودک بودم همیشه خودم به نوعی با خدا صحبت می کردم.  قبل از اینکه من رسما شهادت دهم، زندگی‌نامه حضرت محمد (صلی علیه و آله) را خوانده بودم.

زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) در این سال‌ها بسیار با شکوه برگزار می‌شود و مردم از سراسر دنیا می‌آیند. درباره زیارت اربعین حسینی بگویید.

من هیچ وقت در اربعین حضور نداشتم و دیدم اربعین سال گذشته خیلی پرشکوه بود. من قبلاً به زیارت اربعین فکر کردم، اما امسال تغییر عقیده دادم و گفتم هر وقت دعوت بشوم می‌روم؛ البته امسال از طرف یک مؤسسه برای پیاده ‌روی اربعین به مدت دو هفته دعوت شدم؛ متأسفانه اگر می‌خواستم با گذرنامه‌ام برم و ایران را ترک کنم، باید برای بازگشت مجدد به ایران و برای گرفتن ویزای جدید اقدام می‌کردم که کار سختی است. به همین دلیل نمی‌توانم برای اربعین به عراق بروم. اما به هر دلیلی امسال درگیر ویراستاری متن یک مستند در مورد اربعین شدم. به تازگی هم دو مقاله در مورد اربعین نوشتم. هر جا که می‌روم همیشه در مورد اربعین و امام حسین (علیه السلام) از من سؤال می‌شود. امسال نتوانستم بروم ولی من به تلاشم ادامه می‌دهم.

چه حسی از زیارت اربعین دارید؟

وقتی من در مورد اربعین فکر می‌کنم، چند فکر به ذهنم می‌آید که به دنبال آن طبیعتاً یاد کربلا می‌افتم و زمانی که در مورد کربلا فکر می‌کنم یاد فداکاری و شهادت می‌افتم. من این را به عنوان تصمیمی می‌بینم که توسط یکی از امامان گرفته شد تا مطمئن شود که اسلام نجات می‌یابد. حرکت امام حسین (علیه السلام) یک تصمیم حساب ‌شده بود. امام حسین (علیه السلام) می‌دانست که چه اتفاقی قرار است بیفتد. ایشان می‌دانستند که قرار است کشته شوند، ایشان می‌دانستند که خانواده‌ها، زن‌ها و بچه‌ها به اسارت گرفته می‌شوند و در صحرا می‌روند و بیش از پیش ضجر می‌کشند. اما نقشه همین بود، چرا که بدون آن اسلامی که ما می‌شناسیم نجات پیدا نمی‌کرد. پس این یک تفکر بود. با وجود اینکه قبل از واقعه کربلا هزاران نفر در کوفه با امام حسین (علیه السلام) پیمان بسته بودند و یزید که حاکمی نفرت انگیز و دهشتناکترین شخصیتی که می‌توان تصور کرد، بود، آیا ما واقعاً حاضریم برای امام حسین (علیه السلام) آنجا باشیم؟ پس وقتی امام مهدی (عج) ظهور کند، آیا ما یاران واقعی حضرت هستیم؟ آیا ما واقعاً آن طور که باید سر پیمانمان می‌مانیم؟ اربعین باید فراخوانی برای عمل کردن باشد، فراخوانی برای تفکر کردن درباره اینکه آیا ما به اندازه کافی وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم؟ وقتی به کربلا فکر می‌کنم گریه می‌کنم و به این که چه اتفاقی برای آنها افتاد و چه رفتاری با آنها کردند. نمی‌دانم آیا به خاطر اینکه نام من زینب است اینطور هستم یا خیر؟ من فکر می‌کنم به اینکه سر آنها را بریدند و آنها را دفن نکردند. گفته شده چهل روز پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) باران آمد و گویا همه جا پر از خون شده بود.

از این جهت همه ما می‌خواهیم به پیاده‌ روی اربعین برویم و همه ما خودمان را جزو یاران امام محسوب می‌کنیم و می‌گوییم اگر این اتفاق دوباره بیفتد، ما آنجا خواهیم بود و نزد امام حسین (علیه السلام) خواهیم ماند.

من دوستی در استرالیا دارم که پیش من آمد و به شدت گریه می‌کرد. او یک معتقد فوق‌ العا‌ده است و قلبش خیلی پاک است. او به من گفت: «من چکاری می‌توانم انجام دهم، می‌خواهم کارهای بیشتری انجام دهم تا امام مهدی (عج) ظهور کند». همانطور که معلوم است اربعین یک واقعه مشهور است و مثل یک دریای خیلی بزرگ برای مسلمانان شیعه می‌ماند و حتی فراتر از آن است، چرا که برای همه مسلمانان جهان است، داستان افراد مشهور جهان، اندیشمندان در غرب، نمی دانم افرادی مثل گاندی احتمالا افرادی مانند گاندی، سیاستمداران مشهور دیگر که در مورد امام حسین (علیه السلام) اظهار نظر کردند. پس اربعین و امام حسین (علیه السلام) به یک زیارتگاه برای انسانیت تبدیل شدند و وقتی واقعا فکر می‌کنیم که اسلام چیست؟ همان چیزی است که باید باشد، باید چیزی باشد که همه انسانیت را شامل شود. پس اگر ما مردم را به درستی تشویق کنیم، چه کسی می‌داند ان‌شاءالله همه افرادی که مسلمان نیستند و برای اربعین به کربلا می‌روند تا امام حسین (علیه السلام) را ببینند، مسلمان شوند.

«رهیافته»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.