خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
سه شنبه 19 شهریور 1398 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید حسین مقاتلی

شهید مقاتلی نقل می کرد که در یکی از مناطق نزدیک به مرز مستقر بودیم. قرار شد نیروها برای انجام عملیات در یکی از شبها به قصد گرفتن تپه ای که از همه بلندتر و مهمتر بود، حرکت کنند. وقتی تیربارچی و آر.پی.جی زن های دشمن بعثی شروع به تیراندازی و آتش می کردند، نیروهای خودی با شجاعت و شهامت، سینه خیز به طرف بالا به حرکت خود به سوی دشمن ادامه می دادند. بالاخره به یاری خدا با این شرایط سخت، همه نیروها بدون تلفات به آخرین تپه بلند رسیدند و همه با یک حرکت هماهنگ و برق آسا و با ندای تکبیر، دشمن را دستپاچه نموده و نیروهای دشمن پا به فرار گذاشته و کلیه تجهیزات خود را آنجا رها می کنند و عده ای هم اسیر می شوند. حسین می گفت ما در این عملیات تیر شلیک نکردیم و لازم هم نبود که این کار را انجام بدهیم. نیروهای ما با تکبیر (الله اکبر) دشمن را شکست دادند.

در عملیات طراح با حسین همراه بودم که در ماه رمضان بود و ما تصمیم گرفتیم روزه بگیریم. حدود 10 روز در آن گرمای شدید شهر اهواز روزه گرفتیم. همه می گفتند که شما روزه ندارید، اما حسین می گفت: «ما باید روزه بگیریم» و قصد ده روزه کردیم. در عملیات بعدی بود که حسین شهید شد.

بعد از عملیات کرخه نور (کرخه کور) منطقه ای را به نام «طراح» فتح کرده بودیم. صبح روز 60/6/10 من و حسین برای پی بردن به وضعیت و شناسایی دشمن و استقرار آنها، از رودخانه خود را به پشت خاکریز دشمن رساندیم. یک لحظه متوجه شدم که چند نفر از نیروهای دشمن از کنار رودخانه به طرف ما می آیند، ما سریع برگشتیم تا به نیروهای خودی آماده باش بدهیم.

در برگشت می بایست از تپه کوچکی بگذریم که در مسیر دید دشمن قرار داشت، اما ناچار بودیم که از آنجا عبور کنیم. ما در هنگام عبور از تپه مورد اصابت گلوله های تک تیراندازان دشمن واقع شدیم و آنجا بود که حسین شهید شد. حسین اکثر اوقات این شعر و اشعاری نظیر آن را ورد زبان داشت:

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

راوی: «همرزمان و دوستان شهید حسین مقاتلی»




نوع مطلب : نحوه شهادت، شهیدان و احکام دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.