خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
سه شنبه 7 آبان 1398 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید عیسی قاسمی

عیسی پسر دایی من است و به دلیل تفاوت اندک سنی، ارتباط نزدیکی با هم داشتیم و دوران کودکی و نوجوانی را نیز با هم گذرانده ایم. پدر ایشان علاقه خاصی به مسائل دینی و معنوی، بخصوص قرآن داشت و کسی که بیشترین بهره را از این محیط معنوی خانواده گرفت و از کودکی با نوای دلنشین قرآن آشنا شد، عیسی بود. اگرچه همه اعضای خانواده آنها از این فیض بهره مند شده اند.

عیسی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز به مرحله بلوغ نرسیده بود، اما کلیه وظایف شرعی خود را انجام می داد. تواضع، فروتنی و از خود گذشتن به نفع دیگران از خصایص بارز ایشان بود. او از درآمد حاصل از دسترنج خود علاوه بر تامین نیازهای شخصی، بخشی ازهزینه خانواده را نیز تامین می کرد.

در دوران انقلاب اسلامی نیز به دلیل علاقه ویژه ای که به حضرت امام داشت، در حد توان خود در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از عناصر فعال حزب الله در کوی دواس بود که با گروهکها درگیر می شد.

با شروع جنگ تحمیلی به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با رزمندگان کوی دواس و جلالی و بویژه با شهید علیرضا ماهینی داشت، زمینه حضور ایشان در جبهه فراهم شد.

پس از اولین حضور عیسی در جبهه و آمدنش به مرخصی، چهره دیگری از او مشاهده کردیم. عیسی چهره ای مذهبی داشت و مقید به مسائل شرعی بود، اما با توجه به سابقه دوستی و شناختی که از او داشتم، او را در برگشت از جبهه با چهره ای متفاوت یافتم. چهره ای که به دلیل تقرب به درگاه الهی نورانیت و معنویت خاصی در آن موج می زد.

یکبار در اواخر سال ۱۳۶۰ که از جبهه برگشته بود، به خانه ما آمد تا به مادرم که عمه او بود سر بزند و شب نزد ما ماند. آن شب به اتفاق هم برای شرکت در دعای کمیل به ریشهر رفتیم. در تمام طول مدت برگزاری دعا ایشان گریه می کرد. وقتی برگشتیم، موقع خواب حاضر نشد روی تشک بخوابد، می گفت: «در حالی که دوستان و همرزمانم در جبهه روی زمین خوابیده اند، نمی توانم روی تشک بخوابم».

راوی: «بستگان شهید عیسی قاسمی»




نوع مطلب : شهدا و خانواده، شهیدان و احکام دینی، مبارزات انقلابی شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو