خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
یکشنبه 10 آذر 1398 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید محمود انصاری

محمود را در شرایط بسیار سخت و دشواری بزرگ کردم. بچه ام زودتر از موعود به دنیا آمد و جثه بسیار ضعیف و نحیفی داشت و اتفاقاتی در زمان حیاتش به وقوع پیوست که هر کدام از آنها می توانست فرزندم را از ما جدا کند، اما خواست خدا بود که فرزندم زنده بماند و باعث افتخار خانواده و جامعه اش شود.

‏محمود ده ساله بود که نماز می خواند و برای یادگیری قرآن به مکتب خانه می رفت. در همان سنین کوچکی، با جثه ضعیف خود ماه مبارک رمضان ‏روزه می گرفت. ‏

دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدارس محل گذرانید و سال اول دبیرستان ‏بود که عازم جبهه شد و دیگر مجالی برای ادامه تحصیل پیدا نکرد. ‏

آن روز هوا بارانی بود، منظورم روزی که خبر شهادت پسرم را آوردند. دلم حسابی تنگ شده بود. درب منزلمان به صدا درآمد. خودرو تعاون سپاه بود، ‏فهمیدم خبری شده. بله، محمود عزیز برای همیشه از پیشمان رفته بود.

وقتی پیکر خونینش را دیدم، خدا را شکر کردم. شکر به خاطر این که فرزندم در راهی گام نهاده بود که اولیای خدا و پیامبران الهی گام نهاده اند. همان گونه که امام خمینی (ره) فرمود: «اینها راه صد ساله را یک شبه طی کردند»  و شاید تنها جایی که انسان خداشناس اصلاً تاسف نمی خورد همین جا باشد، زیرا می داند آنچه که از دست داده، در مقابل گوهر گران قیمت تری که همان ایمان و سر افرازی کشور است، به دست آورده است. ‏

الان هم چه بسا جوانهای کم سن و سالی، بنا به علل و عوامل مختلفی از بین می روند اما ثمره و نفعی جایگزین آن نیست. آن چه که باقی می ماند تاسف است و تاسف...

محمود من و همه محمودهای این سرزمین، با پای خود و با اشتیاق وصف ناشدنی رفتند و عزیزترین چیز خود را یعنی جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و تقدیم ساحت پروردگار کردند. تا دین خدا، نام و یاد پیامبر و اهل بیت او برای همیشه زنده و پاینده بماند. پس شکری واجب لازم است.

راوی: «مادر شهید محمود انصاری»




نوع مطلب : خبر شهادت شهیدان، عشق شهیدان به وطن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.