خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
پنجشنبه 14 آذر 1398 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید احمد جلالی ریشهری

احمد در دوران زندگی جوانی زرنگ بود. من در دوران کودکی با او هم بازی بودم. در آن دوران در بازیهای فوتبال، گل به شده، هفت سنگ و... فعال بود.

در آن زمان که فوتبال بازی می کردیم مثل حالا توپهای فوتبال نبود، توپهای بلیدری بود، با ایشان پول از بازیکنان جمع می کردیم تا ۸۰ تومان یا ۱۲۰ تومان شود که بتوانیم توپ بلیدر بخریم. یک زمین خراب و ناهمواری هم در قلعه ریشهر وجود داشت، باز هم راضی بودیم. ساعت ۳ بعد از ظهر یک نفر می آمد بالای قلعه و با سوت زدن بازیکنان را جمع می کرد.

خدمت سربازی به عنوان بخشی از زندگی پر خاطره و به یادماندییم در کنار احمد سپری کردم. در انقلاب فعالیت زیاد داشت، در اوایل انقلاب در حسینیه ریشهر کلاس اسلحه شناسی گذاشت. من اسلحه ژ۳ و ایشان اسلحه ام یک تدریس می کرد.

در همان سال که افراد ساواک می خواستند از مرز دریا فرار کنند، تا صبح ما از پاسگاه دسک تا ریشهر و گله شور و سر در بازه، پاسداری می کردیم. مدتها پاسگاه دسک در اختیارمان بود تا یک عملیات دیگر پیش آمد و حفاظت از نیروگاه اتمی بود. ایشان از اعضای فعال این عملیات بود تا این که به خدمت احتیاط مجددا دعوت گردید.

ما را با هم بردند در پایگاه هوایی بوشهر، می گفت: «خدا کند ما جزء آنهایی باشیم که ببرند به جبهه»، وقتی که اسم ایشان را برای جبهه خواندند، چقدر خوشحال شد. پس از لحظاتی اسم مرا هم خواندند، گفتند: «شما جزء گروه پدافند ضد هوایی بوشهر هستید».

سپس تقسیم شدیم، احمد آمد در موضع پدافندی اُرلیکن در سرتل، چقدر خوشحال بود که بار دیگر خداوند توفیق داده در راه دین و مملکت دفاع کند. او مدت شش ماه شبانه روز در آن جا پاسداری کرد و بعد از شش ماه از طریق بسیج در جنگهای نامنظم به فرماندهی شهید بزرگوار دکتر چمران در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور یافت تا این که در جبهه دهلاویه به شهادت رسید.

راوی: «دوست شهید احمد جلالی ریشهری»





نوع مطلب : عشق شهیدان به وطن، استقبال شهیدان از شهادت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو