خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
جمعه 15 آذر 1398 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید احمد جلالی ریشهری

اولین روزی که با احمد با مینی بوس عازم جبهه جنگ شدیم، در راه یکی از بچه ها از احمد خودکار خواست، احمد یک عدد خودکار داشت که مرکب آن تمام شده بود، گفت: «این خودکار جنگی است، به کسی نمی دهم». خودکار دیگری از جیبش درآورد و به او داد.

زمانی که در مدرسه شهید جلالی اهواز بودیم، شبها پشت بام می خوابیدیم و یک پتو برایمان کافی نبود.

یک روز صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم دو تا پتو روی من افتاده است. از بچه ها سؤال کردم: «پتو مال چه کسی است؟». کسی چیزی نگفت، تا این که یکی از بچه ها اشاره به احمد کرد و گفت: «مال ایشان است».

وقتی که از حمام برگشته بود، دیده بود که من سردم است، پتویش را روی من انداخته بود و خودش در سرما تا صبح بدون پتو به سر برده بود.

راوی: «همرزم شهید احمد جلالی ریشهری»





نوع مطلب : عشق شهیدان به وطن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو