خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : آزاده بوشهری
سال 1398




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




حضرت علی (علیه السلام)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




حضرت علی (علیه السلام)

دل پر از شوکت و فرّ شد، شب میلاد على / میوه صبر ظفر شد، شب میلاد على

فرشى از بال ملک، روى زمین گستردند / آسمان زیر و زبر شد، شب میلاد على

سبز پوشان فلک، خنده کنان مى‏ گفتند / شب عشاق سحر شد، شب میلاد على

دل که با یاد على، گرد جهان مى ‏گردید / راحت از رنج سفر شد، شب میلاد على

تا سحر زمزمه ناد على، بر لب داشت / هر که زین مژده خبر شد، شب میلاد على

چه مبارک سحرى بود که هر بنده ز خود / تا خدا راه سپر شد، شب میلاد على

سرو توحید که سر به فلک افراخته بود / قد برافراشته ‏تر شد، شب میلاد على

مطلع الفجر هدایت، ز افق سر زد و گفت / لیلة القدر دگر شد، شب میلاد على

نور جاوید ولایت، به نبوت پیوست / صحبت از شیر و شکر شد، شب میلاد على

نخل ایمان عدالت که برومندى یافت / سبز از این راهگذر شد، شب میلاد على

کعبه تنها صدف بود که در قلب کویر / دامنش حِجر و حَجَر شد، شب میلاد على

زمزم از زمزمه نام ‏على شد شیرین / ناودان زمزمه گر شد، شب میلاد على

تازه شد بار دگر، شیوه ابراهیمى / سهم بتخانه تبر شد، شب میلاد على

دید بتها همه در قبضۀ این بت شکن ‏است / کعبه ‏آینده نگر شد، شب میلاد على

کعبه میقات دل ‏انگیز خدا جویان بود / قبله اهل نظر شد، شب میلاد على

بس که تأثیرپذیر است از این مژده (شفق) / صاحب حسن اثر شد، شب میلاد على

«محمدجواد غفورزاده (شفق)»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : آزاده بوشهری
سارا جوزف، تازه مسلمان انگلیسی در سن نوجوانی با همسن و سالانش متفاوت بود. در آن هنگام دلش در جستجوی یافتن دینی حقیقی بود، بی‌گمان دلش به سوی ایمان گرایش داشت، ولی چیزی از اسلام نمی‌دانست همانطور که خودش درباره‌ آنچه که از دین اسلام می‌دانست می‌گوید: «چیز خاصی از اسلام نمی‌دانستم جز اینکه زنان را خیمه‌ سیاهی تصور می‌کردم که با تروریستها ارتباط دارند و با آن جعبه‌ سیاه ( کعبه) کاری انجام می‌دهند».

سارا جوزف، تازه مسلمان انگلیسی

همچنین می‌گوید: «بالاخره مادرم به من گفت که عیسی (علیه السلا) از مادری باکره به دنیا آمده است. نمی‌توانستم چنین چیزی را که برای حضرت عیسی (علیه السلام) اتفاق افتاده بود بفهمم، ولی یک روز در کتابخانه‌ایی یک جلد قرآن را درخواست نمودم و به سوی فهرست سوره‌ها رفتم و آیه‌ای را یافتم که از باکره بودن حضرت مریم (سلام الله علیها) و به دنیا آوردن حضرت عیسی (علیه السلام) سخن می‌گفت، در آن لحظه خوشحال بودم اما جستجو را در اینجا متوقف کردم».

هنگامی که سارا به سن ۱۶ سالگی رسید مدرسه‌ مسیحیت را ترک نمود و به دانشگاه رفت و در آنجا شروع به خواندن تاریخ کلیسا کرد، در اینجا چیزهای خاصی را یافت که باعث شد مانعی بین او و مسیحیت قرار بگیرد، مثل: اعتقاد به اینکه کشیشان از گناه معصوم هستند، اعتقاد به اینکه خداوند گناه آدم را نمی‌بخشد، وجود داشتن بیش از ۴۰ نسخه از کتاب إنجیل که مجلسی انسانی آن ‌را بررسی و تعدیل می‌کرد و داستان به دار آویختن که قرآن کریم آن را تفسیر می‌کند و ابهام را از بین می‌برد.

از جمله‌ چیزهایی که سارا نمی‌توانست قبول کند ادعای پسر خداوند بودن حضرت عیسی (علیه السلام) بود، او در این باره می‌گوید: «اسلام کاملا متفاوت است».

براستی یکی از معجزات خداوند فرستان قرآن از طریق وحی بر پیامبر (صَل الله علیه و آله) می‌باشد و اینکه چگونه قرآن کریم به صورت همیشگی محفوظ باقی می ماند و فهم این موضوع که عیسی (علیه السلام) از زنی باکره متولد شده و او پسر خداوند نیست بلکه قدرت خداوندی است، چون بدرستی اگر خداوند بر به وجود آمدن چیزی امر کند قطعا از عدم به وجود می‌آید. تسلیم شدن برای خداوند در سجود اعتقادش به اینکه دین اسلام دینی حق است را راسخ‌تر می‌کند.

سارا از گرویدنش به دین اسلام می‌گوید: «داستان مسلمان شدن من اعتقادم به بیشتر از این چیزها بود ولی در اصل اینها مهمترین چیزهایی بود که باعث گرویدنم به دین اسلام شد و آخرین چیزی که باعث شد اسلام را قبول کنم دیدن دختری ۲۰ ساله بود که نماز می‌خواند. این دختر هنگامی که سجده کرد به این نتیجه رسیدم که سجده کردن بالاترین صفت تسلیم شدن در برابر خداوند سبحان و تعالی است. در این روز بود که دانستم اسلام دینی حق است». سارا بعد از اعلام گرویدنش به اسلام با تعدادی شعار که مسلمان شدنش را اِنکار می‌کرد روبرو شد.

سارا جوزف در سال ۱۹۸۸ مسلمان شد و از همان سال تا اکنون تلاش‌های دعوتگرانه‌اش به اسلام قطع نشده است و چندین سال است که در کشور انگلستان سخنرانی‌هایی فراگیری داشته است.

«رهیافته»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 28 اسفند 1397 :: نویسنده : آزاده بوشهری
گلزار شهدای بوشهر

مراسم جشن پدران آسمانی همزمان با ولادت حضرت علی (علیه السلام) و روز پدر برگزار می‌شود. به گزارش خبرنگار دفاع پرس از بوشهر، مراسم جشن پدران آسمانی همزمان با ولادت حضرت علی (علیه السلام) و روز پدر، چهارشنبه 29 اسفند ماه ساعت 22 در گلزار شهدای بوشهر برگزار خواهد شد.

این مراسم همزمان با تحویل سال و با حضور خانواده معظم شهدا، ایثارگران، پیشکسوتان جهاد و شهادت و مسئولین به همت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر برگزار می شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 28 اسفند 1397 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید احمد آذر کشت




نوع مطلب : وصیت نامه ی شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 28 اسفند 1397 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید سید جواد چرخان

یک شب که ما در مسجد مشغول خواندن نماز بودیم، با خبر شدیم که گاردیها به مسجد حمله کرده اند و وارد مسجد شده و درب مسجد را بسته اند. هول و وحشت همه را در بر گرفته بود. در همین موقع سید جواد را دیدیم که به طرف درب مسجد دوید و درب را باز کرد و در حالی که شعار مرگ بر شاه می داد، شروع به پرتاب سنگ به طرف مامورین کرد. با این حرکت وی مردم نیز به خود آمدند و به آنان حمله نموده و مامورین نیز شروع به تیراندازی کردند. زمانی که پیش نماز ما مرحوم آقای حسینی زخمی شدند، سید جواد ایشان را روی دوش خود گذاشتند و او را از مسجد خارج کرده و به منزل خود بردند.

در زمان جنگ یک روز به ما خبر دادند که جسد سید جواد در بیمارستان فاطمه زهرا (س) در بوشهر می باشد. جسد ایشان داخل صندوقی بود که بر روی آن نوشته شده بود: «شهید سید جواد چرخانته از شهر نوشهر»، به همین دلیل پیکر شهید 2 ‏بار به نوشهر انتقال داده شد بود، ولی آنها هم دوباره او را به بوشهر انتقال داده بودند. درب صندوق را باز کردیم، مثل این بود که ایشان به خواب رفته ‏باشد.

بعد از شهادت سید جواد، پدرش مرتب مادر و برادر شهید و اهل خانواده را به آرامش دعوت می کرد و می گفت: «شهید ما زنده است و مایه افتخار ماست».

او از اینکه فرزندش در راه خدا و اسلام به شهادت رسیده بود خدا را شاکر بود. ولی مادر شهید بعد از شهادت سید جواد ‏آن قدر گریه کرد که بعد از مدتی چشمان خود را از دست داد و نابینا شد.

« شهید سید جواد چرخان »




نوع مطلب : خبر شهادت شهیدان، عشق شهیدان به وطن، مبارزات انقلابی شهیدان، استقبال شهیدان از شهادت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...