خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User

شهید سید ماشاءالله هاشمی

در آخرین لحظات زندگی پر بارش، هنگام انفجار تانک خود را به سختی بالا می کشد و به اطرافیانش می گوید: «دوست دارم اگر شهید می شوم، جسم بی جانم به دست مادرم برسد و آرزوی دیدن پیکر فرزند به دل مادرم نماند».

به همین دلیل اگر چه بسیار برایش سخت و دشوار بوده است، اما سعی نموده خود را از تانک بیرون بکشد تا جسمش خاکستر نشود، با این حال وقتی او را دیدم، بدنش سوخته بود .

زمانی که مادرم هنوز زنده بود و از او پرستاری می کردم، شبی ماشاءالله به خوابم آمد و گفت: «هر وقت تو از مادرم پرستاری می کنی، من همراه و در کنارت هستم».

راوی: «خواهر شهید سید ماشاءالله هاشمی»




نوع مطلب : خواب شهیدان، حضور شهیدان، لحظه شهادت شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید عبدالمحسن زائری

محسن را خیلی دوست داشتم و الان نیز دارم، چون روح او هنوز در نزد من حاضر است. ای کاشی ده تا از این پسرها داشتم تا جان خود را در راه اسلام فدا کنند. از رفتن محسن ناراحت نیستم، ولی به هر حال مادرم و نمی توانم او را فراموش کنم. یک بار به خوابم آمد و گفت: «مادر چرا ناراحتی؟ نگران نباش». با گفتن این حرف، فوراً از خواب بیدار شدم و نشستم.  

در مکه مکرمه در منی بودیم و من یک سنگ دیگر داشتم که پرتاب ‏کنم. محسن در حالی که لباس احرام به تن داشت، به سمتم آمد و کنارم ایستاد، گفت: «مادر، سنگ آخرت را بده تا من بزنم». ‏گفتم: «مادر، آن را به فلانی داده ام و او نیز آلان به مسجد رفته است». ‏یکی از بستگان که نزدیکم ایستاده بود، گفت: «با ‏کی صحبت می کنی؟». ‏گفتم: «با محسن حرف می زنم، ‏علناً و عینأ پسرم را دیدم».

خدا رحمت کند شهید شیخ اسماعیلی ‏همراهمان بود، به ایشان گفتم: «پسرم را با لباس احرام در منی دیدم که مرا صدا می زد». شهید شیخ اسماعیلی ‏گفت: «حاج خانم ، به خدا قسم حج شما قبول است».

راوی: «مادر شهید عبدالمحسن زائری»




نوع مطلب : حضور شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :