خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
شنبه 28 بهمن 1396 :: نویسنده : آزاده بوشهری

شهید حسین اکباتانی

حسین بچه چهارم من بود. ایشان در شب عاشورا در اردبیل به دنیا آمد. خاطرم هست مادرم اسم ایشان را حسین گذاشت و به من گفت: «این پسر تو خانواده ات را بزرگ می کند». در آن روز ، مادرم خیلی گریه کرد. به مادرم گفتم: «مبارک باشد، شما هر چه بگویید من قبول دارم».

حسین از همان کوچکی خیلی ریز و ضعیف بود و مرتب مریض می شد. مادرش در هوای سرد آذربایجان مرتب او را به دکتر می برد. تا اینکه کم کم بزرگ شد و با کمک مادر و مادربزرگش که مراقبتهای ویژه ای از او به عمل می آوردند، خوب شد.

با وجود این بچه، گویا خداوند در نعمتهایش را بر روی ما باز کرده بود. خیر و برکت در خانه زیاد شده بود. یک احساس آرامشی در خانه احساسی می کردیم. نهایتاً هم در راه امام حسین (علیه السلام) شهید شد. همان طور که مادرم خبر داده بود خانواده ما را سر افراز کرد. ما هم راضی هستیم به رضای خدا، به هر حال قسمت ما این بود که خداوند این پسر را به ما بدهد و بیست و دو سال و پنج ماه ، این امانت خداوند را نگه داریم و در خدمتش باشیم.

راوی: «پدر شهید حسین اکباتانی»




نوع مطلب : تولد شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :