خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید محمد تندی




نوع مطلب : خاطرات فرزندان شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید محمد تندی




نوع مطلب : خاطرات فرزندان شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید محمد تندی




نوع مطلب : خاطرات فرزندان شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : آزاده بوشهری
شهید محمد تندی




نوع مطلب : خاطرات فرزندان شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید اسماعیل غریبی

فرزند شهید غریبی از اخلاق پدرش می گوید :

پدرم خیلی مهربان بود . وقتی از محل کار به خانه بر می گشت ؛ به همه سلام می کرد و با وجود اینکه کارش خیلی سخت و طاقت فرسا بود ؛ وقتی به خانه بر می گشت ؛ کمی استراحت می کرد و بعد به کمک مادرم کارهای خانه را انجام می داد . بعدها وقتی به محل کارش رفتم دیدم که چقدر کارشان مشکل  است . ولی  با  این  وجود  وقتی از محل کار بر می گشت در کارهای خانه هم به مادرم کمک می کرد .

دوچرخه ای داشتیم که هر وقت خراب می شد ؛ پدرم آن را برایمان درست می کرد . او خیلی خوشرو و خوش اخلاق بود و هر وقتی که دوچرخه ی ما را درست می کرد به ما می گفت که برایش دعا کنیم و این چنین از یک بچه ی کوچک التماس دعا می کرد .

« شهید اسماعیل غریبی »

شهرستان بوشهر






نوع مطلب : خاطرات فرزندان شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید اسماعیل غریبی

فرزند شهید غریبی از وصیت نامه پدرش می گوید :

ما وصیت نامه ی دوم پدرم را ندیدم . فقط وصیت نامه ای که پدرم در سال 61 نوشته بود ؛ به دست ما رسید که در آن وصیت کرده بود که از امام و انقلاب دفاع کنید .

یک بار یکی از همکاران پدرم که بازنشسته شده بود را در جای دیدم . بدون اینکه خودم را معرفی کنم به او گفتم : « شما آقای غریبی را می شناختید ؟ » . گفت : « بله » . گفتم : « چطور آدمی بود » . گفت: « کسی جرات نمی کرد در مورد اسلام و انقلاب اسلامی جلوی او بدگویی کند . خیلی تعصب داشت . همیشه از انقلاب دفاع می کرد . چه در جبهه و چه در پشت جبهه و با دلیلهای قاطع جواب ضد انقلابها را می داد . خیلی امام را دوست داشت » .

« شهید اسماعیل غریبی »

شهرستان بوشهر






نوع مطلب : خاطرات فرزندان شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید اسماعیل غریبی

فرزند شهید غریبی از مفقود شدن پدرش می گوید :

در عملیات کربلای چهار پدرم و عمویم شرکت داشتند . آن موقع در عملیاتها مرسوم بود که دو برادر با هم نمی توانستند جزء نیروهای خط شکن باشند . چون پدرم بزرگتر بود به عمویم گفته بود که تو برو جزء نیروهای پشتیبانی باش و او نیز حرف برادر بزرگش را گوش کرده بود . وقتی پدرم مفقود شد عمویم در آبادان بود و تا چهل و پنج روز به بوشهر نیامد . او می گفت : « نمی توانستم بیایم و مادرم را در آن وضعیت ببینم » .  

ما ابتدا از طریق مردم مطلع شدیم که پدرم مفقود شده و کسی از جایی رسماً این موضوع را به ما اعلام نکرد . بعدها پرسنل تعاون سپاه به منزل ما آمدند و گفتند که آقای اسماعیل غریبی مفقود شده و به ما دلداری دادند و گفتند شاید اسیر شده باشد ؛ زیاد خودتان را ناراحت نکنید .

« شهید اسماعیل غریبی »

شهرستان بوشهر






نوع مطلب : خاطرات فرزندان شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5