خاطرات شهیدان استان بوشهر
Memories of Bushehr Martyrs
                                                        
درباره وبلاگ

« شهید عنایت نجیبی »
مدیر وبلاگ : آزاده بوشهری
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
از نظر شما کدام موضوع جذاب تر است؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User

شهید عباسعلی شادور

شهید عباسعلی شادور، در سال 1340 ‏در خانواده ای مذهبی در شهر بوشهر متولد شد. او از همان دوران کودکی علاقه زیادی به نماز و کارهای ‏مذهبی داشت و در این زمینه زبانزد دوستان و خانواده  ‏بود. 

عباسعلی د‏وران ابتدایی را در دبستان سعادت بوشهر، دوران ‏راهنمایی را در مدرسه امیرکبیر و مقطع دبیرستان را در مدرسه طالقانی سپری کرد. 

او با اوج گیری انقلاب، فعالیت های سیاسی خود را شروع کرد و در تظاهرات و راهپیمایی ها و پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) شرکت فعال داشت.

ایشان همچنین عضو بسیج بود و با شروع جنگ تحمیلی، طی چهار مرحله به جبهه اعزام شد. آخرین باری که به جبهه رفت، هنوز ‏بیست روز از رفتنش نگذشته بود که در عملیات فتح المبین در تاریخ 1361/1/2 ‏به درجه رفع شهادت نائل آمد.




نوع مطلب : زندگینامه شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید عبدالرحمان بنیادی

شهید عبدالرحمن بنیادی در سپیده دم اول اسفند ماه 1339 ‏در یکی ‏از بخش های استان بوشهر یعنی بندر ریگ در یک خانواده نسبتاً متوسط و مذهبی به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در بندر ریگ سپری کرد. او تا کلاس پنجم ابتدائی نزد پدر بزرگش در بندر ریگ به سر برد و پس از اتمام دوران ابتدائی به بوشهر نزد خانواده خویش بازگشت.

‏عبدالرحمن از همان دوران کودکی علاقه و دلبستگی شدیدی به رسوم مذهبی داشت تا جایی که احکام مذهبی، اصول دین، فروع دین و نماز و سایر دستورات دینی نزد پدر بزرگش فرا گرفت. ‏او پس از اتمام دوران ابتدائی در بوشهر، دوره راهنمایی را با موفقیت پشت سر نهاد و وارد دبیرستان شد و بالاخره د‏ر سال تحصیلی 58 ‏‏با محیط مدرسه و ‏دبیرستان وداع کرده و آن زمان شور انقلاب  تمام نقاط کشور را فرا گرفته بود. عبدالرحمن نیز همراه امت به پا خواست و آرمانش در خط اصیل انقلاب اسلامی قرار گرفت و در تمام مراحل انقلاب به هر گونه فعالیتی که منجر به سرکوبی و سرنگونی رژیم می شد دست می زد.

بالاخره در آذر ماه 1358 ‏عازم خدمت سربازی شد. در جریان خدمت سربازی بود که با جهاد سازندگی ارتباط برقرار نمود و ساعات فراغت از خدمت، به جهاد سازندگی مراجعه می کرد و در آنجا مشغول کار می شد.

با آغاز جنگ تحمیلی عبدالرحمن در تب رفتن به جبهه می سوخت و لحظه ای آرام و قرار نداشت. بارها در صف رفتن به جبهه ایستاد و هر دفعه با موانعی روبه رو می شد و از رفتن به جبهه محروم می ماند.

‏ در آذر ماه سال 1360 ‏خدمت مقدس سربازی را با موفقیت پشت سر نهاد. بعد از اتمام خدمت سربازی بود که بنا به درخواست مردم محله و جمعی از دوستانش کاندید انتخابات شورای محلی شد. ‏همیشه در فکر راهی بود که بتواند از آن راه زودتر و بهتر به دیدار معشوق بشتابد، با اینکه مسئولیت سنگینی بر دوشش بود و شب و روز از کار و فعالیت باز نمی ایستاد، باز هم لحظه ای جنگ و جبهه های جنگ را فراموش نمی کرد و لحظه ای فکر رفتن به جبهه نمی گذاشت او در شورا و انجمن اسیر سازد و هر دم هوای پرواز به سوی جبهه ها در سر داشت.

نهایتاً ‏در روزهای اول اسفند ماه 1360 ‏که هم زمان با سالروز تولدش بود رو به سوی دیار عاشقان گذاشت و حرکت کرد و رفت تا با دیگر برادران عاشق خود در دیار عاشقان یکی شوند تا شاید فیض دیدن معشوق نصیبشان گردد. عاشقانه رفت تا معشوق ببیند و تا جاودانه بماند و بالاخره پس از یک ماه نبرد با کفار بعثی در تاریخ دو فروردین ماه ‏1361 درعملیات فتح المبین ، در جبهه شوش به لقاء الله پیوست و به آرزوی دیرینه خود ‏رسید.





نوع مطلب : زندگینامه شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید احمد درویشی

قسمت پنجم:

باز در تاریخ هیجدهم آبان ماه سال 1364 به ناوتیپ امیرالمومنین رفتم و مدتی نیز در «مارد» آبادان بودم. در اول آذر ماه برای بار دوم به سد دز اندیمشک رفتم. مدت یک ماه آن جا بودم و آموزش عملیاتی می دیدم.

در تاریخ سیم آذر ماه سال 1364 به آبادان برگشتم و بعد برای ده روز به مرخصی آمدم. بعد از ده روز مرخصی، وقتی به «مارد» رفتم ما را به نیروگاه اتمی بوشهر بردند. دو هفته آنجا بودیم و چون گردان ما به خارک رفت، من و عده ای دیگر نرفتیم و تسویه حساب کردیم. بعد از تسویه حساب، دوباره به دبیرستان برگشتم.

برای بار سوم در بیست و هفتم خرداد ماه سال 1365 به جبهه رفتم و حدود 4 ماه آنجا بودم. شهریور در آنجا امتحان دادم. در سیم شهریور ماه 1365 به دبیرستان بازگشتم و به صورت رزمنده در کلاس چهارم بهداشت نشستم. سپس برای تربیت معلم ثبت نام کردم و امتحان دادم که خوشبختانه قبول شدم. (ادامه دارد)

«زندگینامه شهید احمد درویشی به روایت خود شهید»




نوع مطلب : زندگینامه شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید احمد درویشی

قسمت چهارم:

در سال 63- 1362 وارد دبیرستان دکتر شریعتی شدم و در رشته ی بهداشت محیط که برای اولین بار در دیلم تاسیس شده بود، شروع به تحصیل کردم. سال 64- 1363 درسم را در کلاس دوم آن رشته ادامه دادم. لازم به یادآوری است که نیمی از دانش آموزان سال اول نتوانستند قبول بشوند. بعضی از آنها برای همیشه ترک تحصیل کردند و بعضی دیگر تغییر رشته دادند.

در تاریخ 1364/5/12 برای اولین بار از طرف بسیج سپاه پاسداران دیلم به جبهه های حق علیه باطل اعزام شدم. ابتدا در مجیدیه ی ماهشهر بودیم، سپس به 35 کیلومتری جاده ی اهواز – خرمشهر رفتیم و در تیپ المهدی مستقر شدیم.

مدتی در آنجا بودیم و در 1364/5/25 برای یک دوره ی عملیاتی به سد دز اندیمشک رفتیم. مدت 15 روز در آن جا بودیم و باز به 35 کیلومتری اهواز برگشتیم. مدتی بعد به جبهه ی خرمشهر رفتیم و حدود یک ماه نیز در آن جا بودیم و در تاریخ 1364/7/25 تسویه حساب کردم و به دبیرستان آمدم. (ادامه دارد)

«زندگینامه شهید احمد درویشی به روایت خود شهید»




نوع مطلب : زندگینامه شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید احمد درویشی

قسمت سوم:

اجباراً در سال 60- 1359 به روستای عامری رفتم و در مدرسه ی راهنمایی رسالت آن روستا شروع به تحصیل کردم. چون در کلاس اول دو ساله بودم طبعاً از نظر درس، شاگرد اول بودم و این مایه ی خوشحالی ام بود.

در شهریور ماه سال 1359 فهمیدم که کشور عراق به ایران حمله کرده و در آن زمان بنی صدر رئیس جمهور بود و شهید محمدعلی رجایی نخست وزیر. آن سال در امتحانات خرداد قبول شدم و سال بعد در کلاس دوم راهنمایی در همان مدرسه شروع به تحصیل نمودم.

سال سوم نیز در همان مدرسه شروع به درس خواندن کردم. چون آن سال، سال آخرم در آن مدرسه بود، تلاش زیادی کردم که در امتحانات خرداد ماه قبول شوم. چون امتحانات نهایی داشتیم برای امتحانات به دیلم می رفتیم و در سالن بزرگ مدرسه ی مدرس (اداره آموزش و پرورش کنونی) امتحان می دادیم. در آن سال سه تجدید آوردم و در امتحانات شهریور ماه قبول شدم. (ادامه دارد)

«زندگینامه شهید احمد درویشی به روایت خود شهید»






نوع مطلب : زندگینامه شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید احمد درویشی

قسمت دوم:

آن زمان در اهواز همیشه راهپیمایی بود و مردم جوش و خروش انقلابی عجیبی داشتند. همیشه و هر روز راهپیمایی بود. اینها برای من تازگی داشت چون اولین بار بود که با چنین جمعیت زیادی رو به رو می شدم. خیلی خوشحال بودم که بعد از مدتی نسبتاً طولانی از روستا به شهری آمده بودم که هرگز نیامده بودم.   

آن دوران نیز سپری شد و من برای ادامه ی تحصیلم مجبور شدم که در سال 59- 1358 وارد دیلم شوم و در مدرسه ی راهنمایی هدایت شروع به تحصیل نمایم. اولین باری که وارد دیلم شدم سال 1357 بود که از راه دیلم به اهواز رفتم. حقیقتاً در آن سال دیلم نیز برایم تازگی داشت. عمودهای برق، خیابان ها آسفالت شده، خانه های آجری و ...

در سال 1358 یعنی سال اول راهنمایی دوستانی در کنار من بودند که اکنون مفقودالاثر شده اند. در آن سال با پنج تجدید به روستایمان «شاه عبدالله» رفتم. خودم که ناراحت نبودم چون تازه از شهر برگشته بودم و طبعاً خوشحال بودم ولی پدر و مادرم ناراحت بودند. در ماه رمضان آن سال با مادر بزرگم به زیارت مشهد مقدس رفتم و چون مدت یک ماه آن جا بودم ، نتوانستم دروس تجدیدی ام را بخوانم. (ادامه دارد)

«زندگینامه شهید احمد درویشی به روایت خود شهید»




نوع مطلب : زندگینامه شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شهید احمد درویشی

قسمت اول:

من احمد درویشی فرزند بهرام در مورخه 1346/4/1 در روستای شاه عبدالله متولد شدم. این روستا در 15 کیلومتری شمال بندر دیلم و 45 کیلومتری جنوب هندیجان قرار دارد و از توابع بخش هندیجان نیز هست. مدرسه این روستا زیر نظر اداره آموزش و پرورش بندر دیلم اداره می شود.

من در سال 1353 برای اولین بار پا به مدرسه وشمگیر گذاشتم و شروع به تحصیل کردم. اکثریت معلمان ما به عنوان «سپاه دانش» بودند و هیچ وقت در فکر گسترش استعداد ما نبودند، بلکه لحظه شماری می کردند تا ایام سربازی سپاه دانش آنها تمام شود. من در سال 1357 برای ادامه تحصیل در کلاس سوم دبستان به شهرستان اهواز رفتم. در آن جا در مدرسه ای که خارج از شهر بود، شروع به تحصیل کردم و کارنامه ی تحصیلی کلاس پنجم را در اهواز گرفتم. (ادامه دارد)

«زندگینامه شهید احمد درویشی به روایت خود شهید»






نوع مطلب : زندگینامه شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...